
تخریب سازه برعکس ساختن آن نیست؛ مهار زنجیرهای از رفتارهای پیشبینینشده فیزیکی و استاتیکی در ساختمانی فرسوده است. در ادبیات مهندسی عمران، مرحله برچیدن بنا همواره در رده خطرناکترین و پرتلفاتترین بخشهای پروژههای عمرانی دستهبندی میشود. برخلاف مراحل سفتکاری و نازککاری که هندسه سازه مرحلهبهمرحله به سمت پایداری، صلبیت بیشتر و شکلگیری یک دیافراگم یکپارچه حرکت میکند، در جریان عملیات آواربرداری و تخریب، سیستم باربر بنا لحظهبهلحظه ضعیفتر، نامتعادلتر و نسبت به بارهای مرده و ارتعاشات ضربهای حساستر میشود.
وقوع یک نقص جزئی در تحلیل الگوی انتقال بار، آزاد شدن ناگهانی کشش در یک میلگرد کششی زنگزده، شکست برشی یک ستون بنایی فرسوده یا لرزشهای ممتد یک چکش تخریب پنوماتیکی میتواند فاجعهای جبرانناپذیر رقم بزند. چنین حوادثی نهتنها نیروهای اجرایی حاضر در کارگاه، بلکه املاک مجاور، ساکنان ساختمانهای همسایه و عابران پیاده معابر اطراف را به شکلی مرگبار درگیر میکند.
هدف از نگارش این سند راهنما، واکاوی دقیق، همهجانبه، فنی و کاربردی کلیه نکات ایمنی در تخریب ساختمان بر پایه ضوابط مبحث دوازدهم مقررات ملی ساختمان ایران (ایمنی و حفاظت کار در حین اجرا)، دستورالعملهای سازمان بینالمللی ایمنی و بهداشت شغلی (OSHA) و دادههای تجربی پروژههای واقعی درونشهری است. این محتوا برای تمامی فعالان زیستبوم ساختوساز شامل مالکان، سازندگان، ناظران نظام مهندسی، پیمانکاران جزء، سرپرستان کارگاه و کارگران تخریبکار تدوین شده است تا بدون کمترین ریسک جانی و مالی، این فرآیند پرمخاطره را به پایان برسانند.
پاسخ سریع به یک پرسش کلیدی: اصول اولیه و بدون اغماض در تخریب ساختمان
چیست؟
اگر بخواهیم چکیده حیاتی و استراتژیک ایمنی در عملیات آواربرداری را در چند اصل طلایی بیان کنیم که هرگز نباید تحت هیچ شرایطی نادیده گرفته شوند، عبارتند از:
- قطع دائم و فیزیکی تمامی شریانهای حیاتی و انشعابات شهری (گاز، برق، آب و فاضلاب): این کار باید پیش از ورود هرگونه ابزار مکانیکی یا دستی به پروژه انجام شده و تاییدیه مکتوب شرکتهای متولی دریافت شود.
- بررسی موشکافانه و پایش روزانه پایداری دیوارهای حائل و مشترک مجاور: در سازههای متصل و همجوار، پیش از اجرای هر تخریب، باید عملیات شمعبندی، مهار متقابل و نصب گیجهای کنترل تغییرشکل نهایی شود.
- پایبندی خدشهناپذیر به سلسلهمراتب تخریب معکوس: آغاز عملیات از بالاترین نقطه و پیشروی گامبهگام به سمت تراز پایه، بدون آسیب به المانهای باربر تحتانی و ممنوعیت مطلق دپوی آوار روی دالها و سقفهای زیرین.
- ایزولاسیون کامل محیط معبر با احداث سازههای حائل محافظ: برپایی راهروهای سرپوشیده مقاوم در برابر سقوط بار، پردههای ژئوتکستایل ضدترکش و استقرار دیدهبان هشداردهنده در پیادهروها.
عدم تعهد به هریک از این گزارههای چهارگانه، بر اساس قوانین کیفری و استانداردهای نظام مهندسی، مستقیماً به معنای پذیرش جرم بیاحتیاطی و به خطر انداختن جان افراد تلقی خواهد شد.
چرا آمار تلفات در فاز تخریب بالاست؟ تحلیل آسیبشناسی سازهای

برای درک عمیق الزامات پیشگیرانه، نخست باید چرایی ریزشهای ناگهانی را به لحاظ رفتار مصالح و سازه موشکافی کرد. اکثر ساختمانهایی که امروز در بافتهای شهری برای نوسازی کاندیدای برچیده شدن هستند، چندین دهه قبل با استانداردهای ناکافی ساخته شدهاند؛ سازههایی با طاق ضربی، دیوارهای باربر ماسهسیمانی یا گلی، بدون شناژهای قائم و افقی یا اسکلتهای فلزی فاقد بادبند که اتصالات آنها در اثر رطوبت دچار پوسیدگی عمیق شده است.
حادثه زمانی رخ میدهد که تعادل بار ثقلی تغییر میکند. سازه قدیمی طی ۳۰ تا ۵۰ سال گذشته به وضعیتی از تنشهای مستقر خو گرفته است. وقتی کارگران بخشی از سقف یا یک دیوار باربر میانی را به شیوه غلط از زیر خالی میکنند، بار ثقلی باقیمانده فوراً به المانهای همجوار نامناسب منتقل میشود. اگر این المانها ظرفیت باربری الاستیک نداشته باشند، وارد فاز تسلیم ترد شده و در کمتر از چند ثانیه پدیده ویرانگر «تخریب پیشرونده» رخ میدهد؛ واقعهای که در آن فروریختن یک ستون یا دیوار محوری، کل بنا را همچون دومینو روی سر کارگران و خانههای بغلی آوار میکند.
علاوه بر پدیدههای فیزیکی، دو عامل انسانی شامل شتابزدگی اقتصادی برای زودتر به پایان رساندن کارگاه و سپردن کار به استادکاران سنتی بدون نظارت مهندس ذیصلاح، اصلیترین علل ریشهای حوادث مرگبار گزارششده در سازمان پزشکی قانونی هستند.
بررسی جامع و اقدامات ضروری پیش از کلنگزنی و تخریب

مرحله پیشتخریب، مرحلهای راهبردی است که سرنوشت کل پروژه را رقم میزند. ورود به کارگاه و تخریب فیزیکی بدون تکمیل این فاز، حکم راه رفتن با چشمان بسته روی میدان مین را دارد. این فرآیند از مراحل متمایز و متوالی زیر تشکیل میشود:
تحلیل وضعیت سازه و مستندسازی ایستایی
پیش از استقرار کارگران، مهندس محاسب یا ناظر هماهنگکننده به همراه مجری ذیصلاح باید نقشه اولیه سازه را مطالعه کرده یا در صورت فقدان نقشه، با سونداژهای موضعی ساختار استاتیکی را شناسایی نمایند:
موقعیت دقیق دیوارهای باربر، دیوارهای جداکننده، تیرهای اصلی، داکتها و کنسولهای پیشآمده باید با اسپری رنگی روی دیوارها علامتگذاری شود.
ترکهای ناشی از نشستهای قدیمی زمین و فرسودگی ملات ماسهسیمان ثبت و عکسبرداری شوند.
وجود فضاهای ناشناخته مانند چاههای جذبی کهنه، کانالهای قنات قدیمی، زیرزمینهای کور، انبارها و مخازن مازوت و سوخت مدفون در حیاط باید ارزیابی شود. بی اطلاعی از دهانه چاه جذبی قدیمی، بارها باعث واژگونی ناگهانی لودر و بیل مکانیکی و دفن راننده شده است.
فرایند ایمنسازی و ابطال انشعابات شریانهای شهری
یکی از مرگبارترین سناریوهای تخریب، برخورد دکل بیل مکانیکی یا ضربه پیکور کارگر به تاسیسات زنده درونساختمانی است. بستن فلکه کنتور یا پایین دادن فیوز مینیاتوری به هیچ وجه ایمنی را تامین نمیکند.
گاز: درخواست رسمی برای جمعآوری المک و قطع گاز از شبکه معبر باید به اداره گاز ارسال شود. لوله گاز باید قبل از ورود به مرز ملک جوشکاری شده و پلمب گردد. داخل لولههای توکار قدیمی ممکن است ساعتها گاز متراکم باقی بماند که با اولین جرقهزنی دستگاه فرز سنگبری، انفجاری مهیب رخ خواهد داد.
برق: شبکه سیمکشی داخلی باید کاملاً بدون برق باشد. کابل اصلی شبکه که از تیر برق یا جعبه زیرزمینی خیابان وارد ساختمان میشود باید توسط پرسنل اداره برق برچیده شود. برای مصارف برقی کارگاه تخریب شامل روشنایی، چکشهای برقی و تجهیزات، باید تابلوی برق موقت ایمن و مجهز به کلید محافظ جان و ارتینگ استاندارد نصب شود.
آب: اتصالات آب از کنتور قطع شده و شیر اصلی مسدود گردد؛ نشت پنهانی آب در حین تخریب میتواند خاک زیر پی دیوارهای باربر مجاور را شسته و باعث فرونشست ناگهانی سازه شود.
تامین دلیل، عکاسی و ارزیابی مقاومت دیوارهای مشترک با همسایگان
تقریباً در تمام پروژههای نوسازی شهری با پدیده «دیوار مشترک» روبرو هستیم. قبل از آغاز عملیات، کارفرما موظف است با ارجاع به شورای حل اختلاف یا با حضور کارشناس رسمی دادگستری، کلیه بخشهای املاک مجاور را مورد بازدید قرار دهد.
از کلیه سقفها، ترکهای موجود، نشستهای احتمالی و نماهای همسایه عکسبرداری و فیلمبرداری صورتجلسه شده تهیه شود.
ضخامت دیوار بین دو ملک و وضعیت اتصالات آن چک شود؛ در بسیاری از خانههای ساختهشده دهههای چهل تا هفتاد، آجرها به شکل قفل و بست به دیوار خانه کناری چیده شدهاند. تخریب ضربهای چنین دیواری مستقیماً گچ و رویه اتاق همسایه را میریزد یا باعث فروکش کردن سقف آنان میگردد.
لولههای بخاری و تأسیسات عبوری از ملک همسایه که احتمالا بدون مجوز داخل دیوار شما تعبیه شدهاند کشف و مهار گردند؛ تکانهای شدید میتواند موجب شکستگی لوله دودکش درون دیوار همسایه شده و مرگ خاموش ساکنان را به دلیل نشت گاز مونوکسیدکربن در پی داشته باشد.
اخذ مجوزها، الزامات قانونی و انتخاب پیمانکار ذیصلاح
تخریب ساختمان یک فعالیت تفننی یا کارگری ساده نیست. طبق ماده ۳۳ قانون نظام
مهندسی و مقررات ملی ساختمان:
صدور پروانه ساختمانی و درج بند تخریب از سوی شهرداری الزامی است.
عقد قرارداد با مجری صاحب صلاحیت حرفهای و گزارش شروع به کار رسمی به مهندس ناظر باید به ثبت برسد.
تهیه بیمهنامه تمامخطر مسئولیت مدنی کارفرما در قبال کارکنان، اشخاص ثالث، ساکنان همسایه و رهگذران همراه با کلوزهای ویژه الزامی است؛ گرچه بیمه هرگز رافع مسئولیت کیفری در صورت اثبات قصور فنی نخواهد بود.
مبانی تصمیمگیری مهندسی: انتخاب متدولوژی تخریب (دستی یا مکانیکی؟)

انتخاب شیوه برچیدن بنا باید متناسب با عرض معبر، تراکم بافت شهری، ساختار مهندسی سازه موجود و خطرات پیرامونی تعیین گردد. در ادامه به واکاوی عمیق هر دو رویکرد بدون سوگیری پرداخته شده است:
تخریب به روش دستی (کارگری و ادوات انفرادی)
این روش سنتی که با استفاده از هیلتی، قلم، پتک و دیلم توسط کارگران به پیش میرود، مناسبترین گزینه برای موارد زیر است:
ساختمانهای واقع در کوچههای با عرض کمتر از شش متر که ماشینآلات سنگین امکان مانور، استقرار جکهای تعادل و شعاع گردش دکل را ندارند.
سازههایی که دیوار باربر مشترک چسبیده با بافتهای آسیبپذیر دارند؛ جایی که ضربه مکانیکی ماشینآلات باعث ارتعاش شدید پی ساختمان کناری خواهد شد.
مرحله برداشتن سقفهای اول و طاقهای بالایی سازههای چندطبقه مرتفع که لودر به آن دسترسی ندارد.
نقص اصلی این روش، خطر بالا برای سلامت ارگونومیک و فیزیکی کارگران و حضور دائمی آنها در محیط پرتگاهها است که کنترل ایمنی را به شدت وابسته به مدیریت نیروی انسانی میسازد.
تخریب به روش مکانیکی (بیل هیدرولیکی، بومهای بلند و پیکورهای سنگین)
استفاده از ماشینآلات سنگین عمرانی نظیر بیلهای مکانیکی با چکشهای هیدرولیکی دارای مزایای سرعت بالا و عدم حضور مستقیم کارگر در زیر سقفهای نیمهتخریب است. اما این روش مخاطرات بسیار جدی به همراه دارد:
نوسانات و ارتعاشات موجی در زمین: امواج ضربهای ناشی از کارکرد مداوم پیکور هیدرولیکی بزرگ در فواصل کمتر از ۱۰ متر به پیهای مجاور سرایت کرده و ظرفیت باربری خاک بستر را دگرگون میسازد.
خطر سقوط بازوی دکل: در اثر برخورد بازو یا دکل به تیرآهنهای آزادشده، احتمال برگشت غیرقابلکنترل یا پرتاب ترکشهای بتنی و فولادی به فواصل بسیار دور وجود دارد.
مسدود شدن ناگهانی فضا و خطر واژگونی: انباشت ناموزون نخالهها زیر چرخهای شنی بیل میتواند موجب واژگون شدن ماشین به سمت معبر یا داخل گودال چاههای مخفی شود.
بهترین رویکرد در مهندسی تخریب، روش «ترکیبی» است؛ بدین ترتیب که آزادسازی اتصالات حساس، خرد کردن طاقها و برداشتن طبقات بالایی به روش دستی و آرام انجام میشود و آواربرداری و کوبیدن دیوارهای سنگین تحتانی در ترازهای پایینی به ماشینآلات استاندارد سپرده میشود.
دستورالعملهای طلایی ایمنی فردی و حفاظت از کارگران
کارگران صف اول مواجهه با خطرات هستند. صدمات ناشی از پرتاب اجسام، استنشاق هوای آلوده، پارگی با اشیای نوکتیز و سقوط از ارتفاع، سهم اصلی حوادث این قشر را تشکیل میدهد.
تجهیزات حفاظت فردی (PPE)؛ استانداردهای الزامی، نه تزیینی
استفاده از تجهیزات حفاظت فردی در کارگاه تخریب تشریفاتی نیست؛ تفاوتی میان ماندن روی پای خود یا انتقال به اتاق احیای بیمارستان است:
کلاه ایمنی مقاوم (استاندارد معتبر نوع دو): باید دارای پوسته بیرونی تقویتشده پلیاتیلنی و لایه جاذب شوک یونولیتی باشد تا در برابر سقوط تکهآجرهای با وزن زیاد از ارتفاع مقاومت کند. کلاه باید دارای بند چانه باشد تا با تکانهای شدید از سر جدا نشود.
کفش ایمنی با محافظ پنجه فولادی و زیره ضد نفوذ: در محیط تخریب، سطح زمین پوشیده از تختههای قالببندی با میخهای بیرونزده و تکههای میلگرد زنگزده است. کفی کفش باید دارای لایههای ورق استیل یا الیاف کولار ضدسوراخشدگی باشد تا مانع سوراخ شدن کف پا و عفونتهای فوقالعاده خطرناک کزاز گردد.
سیستمهای تنفسی و ماسکهای استاندارد: غبارهای ناشی از تخریب گچ، آهک، سیمان و ذرات احتمالی آزبست موجود در عایقهای قدیمی، بافت ریه را نابود میکنند. استفاده از ماسکهای پارچهای ساده بیفایده است؛ حداقل ماسک موردنیاز، ماسکهای فیلتردار نانوکربن ذرهگیر سری FFP2 یا FFP3 و در عملیاتهای دارای غلظت گردوغبار، ماسکهای نیمصورت سیلیکونی کارتریجدار است.
عینک محافظ ضد غبار و براده (Goggles): استفاده از چکش تخریب باعث پرتاب قطعات سنگ، بتن و سفال با سرعت پرتابه گلولهای میشود. عینکهای ایمنی باید دارای لبههای لاستیکی چسبیده به پوست و لنز ضدخش پلیکربنات باشند.
دستکشهای چرمی و ضدبرش سنگین: برای محافظت دستها در برابر لبههای برنده ورقهای گالوانیزه، شیشههای شکسته و میلگردهای تیغهای دالهای بتنی.
هارنس فولبادی و سامانه مهار سقوط (Fall Arrest): کارگرانی که در لبه کنسولها، روی سقفهای نیمهویران یا بالکنها مستقر هستند، باید بدون استثنا به کمربندهای پاراشوتی متصل به طناب نجات متصل باشند.
آموزش کارگران و ایجاد فرهنگ ایمنی کارگاهی
کارگران روزمزد یا فصلی معمولاً فاقد آگاهی نسبت به رفتار استاتیکی سازه هستند. وظیفه سرپرست کارگاه و افسر ایمنی (HSE) این است که پیش از سپردن کار به افراد، الزامات کار را تفهیم کنند:
گوشزد کردن دائمی خطرات راه رفتن روی طاقهای بدون زیرسازی یا سستشده.
یادآوری اصل ممنوعیت مطلق حضور در بخشهایی که در طبقه بالای آن عملیات تخریب در حال انجام است.
آموزش شیوه اصولی بلند کردن بارهای سنگین برای جلوگیری از ضایعات نخاعی و ستون فقرات.
برگزاری دورههای چنددقیقهای روزانه موسوم به «جلسات ایمنی پیش از کار» (Toolbox Talk) برای بررسی خطرات ویژه همان روز.
مهار رفتار دومینویی؛ تئوری تخریب گامبهگام و طبقه به طبقه
روش علمی و استاندارد برای برچیدن یک ساختمان مستلزم توالی دقیقی است که نباید جابجا شود:
- خالیسازی کامل اجزای فرعی: برچیدن لولههای تاسیسات، رادیاتورها، چارچوبهای چوبی و شیشهها؛ شکسته شدن ناگهانی شیشهها و انتشار ترکشهای شیشهای یکی از تهدیدات خاموش است.
- برچیدن سقفها از بالاترین طبقه: دال بتنی یا طاق ضربی ابتدا به نوارهای باریک تقسیم شده و به آرامی با چکش دستی سبک فرو میریزد.
- پایین آوردن تیرآهنها: پس از سبکسازی دال، اتصالات تیر به ستون به آرامی بریده شده و با وینچ، بالابر ساختمانی یا تسمههای جرثقیل پایین آورده میشود؛ پرتاب مستقیم آهن از طبقات به کوچه یک تخلف مرگبار است.
- تخریب دیوارهای جداکننده و سپس دیوارهای باربر: تخریب باید همواره از بخش میانی دیوار آغاز شده و به سمت کنارهها امتداد یابد تا از ریزش یکباره کل پانل دیوار جلوگیری شود.
- ممنوعیت دپوی نخاله روی دالهای بینطبقاتی: در سازههای بتنی و طاق ضربی، مقاومت سقفها برای بار مرده آوار چند ده تنی طراحی نشده است. تهنشین شدن حجم عظیم بتن و آجر در یک بخش کوچک سقف پایینی، تنش برشی موضعی را تشدید کرده و به فروپاشی فاجعهبار کل طبقات منجر میشود. انتقال نخالهها به پایین باید از طریق «شوتینگ» (لوله هدایت الاستومری زباله و نخاله) یا دهانههای از پیش طراحیشده با نظارت مهندس صورت گیرد.
ایمنی معابر پیرامونی و حفظ جان عابران پیاده

شهروندانی که در پیادهروهای مجاور کارگاه قدم میزنند یا خودروهایی که در نزدیکی آن پارک کردهاند، نباید قربانی پرتاب نخاله یا کمتوجهی مجریان شوند. مسئولیت حفاظت محیط خارج از ملک مستقیماً بر عهده کارفرما است.
حصار کارگاهی مستحکم و استانداردهای حریم عمومی
محیط کارگاه باید با یک مرزبندی فیزیکی نفوذناپذیر از محیط عمومی جدا شود:
طبق مبحث ۱۲، اطراف محوطه تخریب باید با حصارهای موقت به ارتفاع حداقل ۲ تا ۲.۵ متر از جنس ورقهای موجدار فلزی پوشانده شود تا از ورود کودکان، عابران کنجکاو یا جانوران جلوگیری به عمل آید.
حصارها باید دارای پایه محکم و مهاربندی مطمئن باشند تا با وزش بادهای شدید یا طوفان شهری کنده نشده و روی پیادهرو سقوط نکنند.
استفاده از نوارهای خطر پلاستیکی باریک به عنوان حصار نهایی، نقض صریح آییننامه است؛ نوار خطر صرفاً هشداردهنده بصری است و هیچ مانع بازدارنده فیزیکی محسوب نمیشود.
احداث راهروهای سرپوشیده موقت (سایبان ایمنی پیادهرو)
اگر فاصله ساختمان در حال تخریب از لبه معبر عمومی کمتر از ارتفاع کل سازه یا کمتر از ۴ متر باشد، سازنده قانوناً ملزم به مسدودسازی پیادهرو با هدایت ایمن، یا ساخت «راهرو سرپوشیده پیادهرو» است:
اسکلت این راهرو باید از داربستهای سنگین فلزی با اتصالات مطمئن و فونداسیون مستحکم در کف پیادهرو بنا شود.
سقف راهرو باید از دو لایه پوشش با مقاومت کششی و فشاری ساخته شود؛ معمولاً یک لایه قوطی فلزی به همراه الوارهای چوبی با ضخامت حداقل ۵ سانتیمتر یا ورقهای فلزی سنگین تعبیه میشود تا در اثر فرود یک آجر ۲۰ کیلویی از طبقه چهارم دچار شکست یا سوراخشدگی نشود.
لبه سقف راهرو باید دارای قرنیز و زاویه شیبدار به سمت داخل ساختمان باشد تا آوار فرودآمده به سمت پیادهرو یا سوارهرو کمانه نکند.
تعبیه روشنایی کافی ضد رطوبت در داخل این تونل موقت به منظور دید مناسب سالمندان و کودکان در شب، اجباری است.
پردهکشی داربستها و تورهای ایمنی ریزشگیر (Debris Nets)
نمای خارجی سازه روبهروی خیابان باید از تراز پایین تا آخرین طبقه به داربستهای فلزی مجهز شود:
سطح داربست باید با گونیهای چندلایه پلاستیکی ضدآفتاب یا توریهای ژئوتکستایل ضدترکش که تار و پود متراکم دارند پوشانده و سیمبندی شود.
این توریها وظیفه دارند تکههای پرتابشده حاصل از ضربه بتنکن، غبارهای سبک و نخالههای سرگردان را در همان محدوده مهار کنند و مانع از آسیب به خطوط فشارقوی برق خیابان و خودروها شوند.
مدیریت ترافیک و استقرار نگهبان هدایتکننده
در ساعاتی از روز که مصالح بارگیری شده و کامیونها، بابکتها و تریلرها وارد پیادهرو و معبر میشوند:
حضور فردی آموزشدیده در نقش راهنما یا دیدهبان مجهز به جلیقه شبرنگ، سوت اخطار و تابلوی ایست الزامی است.
نصب علائم هشداردهنده استاندارد در فواصل ۱۰، ۳۰ و ۵۰ متری محل عملیات (شامل تابلوهای: کارگران مشغول کارند، خطر ریزش، تغییر مسیر پیادهرو) بر اساس استانداردهای پلیس راهور باید انجام شود.
مدیریت تنش و راهکارهای مهار خطرات ناشی از همسایگی

همسایگان دیوار به دیوار، نگرانترین و آسیبپذیرترین گروه در مجاورت کارگاه تخریب هستند. بی احترامی به اصول همجواری علاوه بر ایجاد مناقشات دامنهدار و توقفهای پیدرپی حقوقی، پتانسیل بروز حوادث جانی و تخریب زیرساختهای سکونتی را به دنبال دارد.
پایش و مهاربندی دیوارهای متکی به سازه
در بسیاری از مواقع، دیوارهای باربر منازل کناری به دلایل اجرایی، تا حدودی روی المانهای سازه در حال تخریب باراندازی کردهاند یا بدون شناژهای مهارکننده ساخته شدهاند.
همزمان با تخریب هر طبقه، باید پشتبندهای چوبی یا جکهای لولهای دوطرفه فلزی به صورت خرپایی برای نگهداری و تکیهگاه موقت دیوارهای بلند همسایه نصب شوند.
به هیچ وجه نباید در زیر تراز دیوارهای باربر مشترک عملیات حفاری یا ضربهزنی سنگین با پیکور انجام شود.
ترکسنجهای گچی یا شیشهای (Crack Gauges) باید بر روی ترکهای مهم خانه مجاور چسبانده شوند و در هر شیفت کاری توسط ناظر کارگاه بازرسی شوند؛ هرگونه باز شدن یا ترکیدن شیشه علامت هشداری فوری از نشست سازهای و ضرورت توقف آنی عملیات است.
کنترل نشت گاز و مخاطرات آتشسوزی در خانههای اطراف
بر اثر ارتعاشات مداوم ابزار تخریب:
اتصالات لولههای توکار گاز خانههای کناری شل شده یا دچار گسستگی میشوند. پیش از ورود به فاز تخریبهای پرصدا، از همسایگان درخواست کنید داخل منازل خود را از حیث استشمام بوی گاز ارزیابی نمایند.
لولههای بخاری گازی که در دیوارهای مجاور بالا رفتهاند ممکن است از محل بندها جدا شده و گاز مونوکسیدکربن را وارد اتاق خوابهای ساکنان کنند. تهیه سنسورهای هشدار گاز مونواکسید برای منازل مجاور، اقدامی بسیار حرفهای و پیشگیرانه توسط سازنده است.
کپسولهای پودر و گاز آتشنشانی آماده به کار به تعداد مناسب در کارگاه موجود باشد؛ وجود چوبهای خشک، یونولیتها و قیرگونیهای کهنه در کنار شعلههای برشکاری هوابرش پتانسیل حریقهای غیرقابلکنترل را دارند.
مدیریت گردوغبار و آلودگیهای صوتی
حقوق شهروندی همسایگان نیازمند اقداماتی فراتر از بستن چشمها بر آلودگیهای کارگاهی است:
مهپاشی و آبپاشی دائمی: عملیات تخریب نباید خشک انجام شود. یک نفر از کارگران باید مامور آبپاشی مداوم با شیلنگ آب فشارقوی یا دستگاههای مه پاش (واترمیست) بر روی محل فرود آوار باشد. رطوبت کنترلشده از معلق ماندن ذرات آزبست و خاک در هوا جلوگیری میکند.
رعایت ساعات مجاز کارکرد: اجرای تخریب در ساعات استراحت شبانه یا ساعات اولیه صبحگاهی در محلههای مسکونی غیرقانونی است. زمان استاندارد کاری تخریب معمولاً از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۱۷ عصر با یک بازه استراحت نیمروزی است. عملیاتهای لرزاننده و پرصدا باید در میانه روز و با هماهنگی پیشین به اتمام برسند.
نقش استراتژیک مهندسان ناظر، مجریان و افسران ایمنی
برخی تخریب را صرفاً کاری بدنی و بینیاز از محاسبات مهندسی میدانند؛ این پندار خطرناکترین اشتباه در پروژههای عمرانی است. نظام مدیریت پروژه در تخریب مبتنی بر مسئولیتهای دقیق مهندسی است:
وظایف حیاتی مهندس مجری (سازنده)
مهندس مجری دارای صلاحیت حرفهای، مسئولیت صفر تا صد اجرای نقشه ایمنی و متدولوژی تخریب را عهدهدار است:
تدوین «طرح و دستورالعمل روش تخریب» (Method Statement) و ابلاغ آن به صورت مکتوب به سرپرستان اجرایی.
تفکیک زونهای خطر (Red Zones) و اعمال ممنوعیت ورود افراد فاقد تجهیزات به این محدودهها.
تضمین پایداری باقیمانده سازه در پایان هر شیفت کاری؛ هیچ دیواری نباید به صورت نیمهخراب و معلق در پایان روز رها شود زیرا وزش بادهای شبانه یا زمینلرزههای جزئی میتواند آن را بر روی سقف زیرین یا ملک کناری فرود آورد.
حوزه اختیارات و تکالیف مهندس ناظر
مهندس ناظر (عمران یا معماری) ناظر بر حسن اجرای عملیات مطابق با ضوابط شهرداری و مقررات ملی ساختمان است:
نظارت بر اجرای راهروی سرپوشیده و داربستهای حفاظتی پیش از صدور مجوز ورود به عملیات آواربرداری.
بازرسی دورهای از عدم تخریب نامتقارن؛ ناظر موظف است در صورت مشاهده انباشت غیراصولی نخاله روی سقفها، تخریب پیش از قطع لولههای گاز، یا عدم مهار دیوار مجاور، بلافاصله طی دستورکار کتبی کارگاه را متوقف کند.
در صورتی که کارفرما یا مجری از دستور توقف ناظر سرپیچی نمایند، ناظر وظیفه دارد فوراً گزارش خطر تخریب را به صورت دستی یا سامانهای به شهرداری ناحیه و سازمان نظام مهندسی ارسال کرده و خواستار پلمپ کارگاه توسط ضابطان قضایی شود تا مسئولیتهای کیفری متوجه وی نگردد.
ارزیابی و استراتژیهای اجرایی پیش از شروع شیفت کاری (روال روزمره)
یک کارگاه ایمن حاصل نظارت مداوم و بازرسیهای ریزبینانه آغاز هر روز است. تیم نظارتی و پیمانکار باید هر روز صبح و پیش از استارت ابزارها، چرخه زیر را مرور و اجرایی کنند:
مسیر خروجی اضطراری کارگران در صورت ریزش موضعی چک شود؛ آیا آوار دیروز مسیر پلهها را نبسته است؟
کابلهای برق سیار بازرسی شوند؛ آیا در اثر کشیده شدن روی آوار لایه عایق آنها پاره نشده و بدنه فلزی ابزارها برقدار نیست؟
پایههای داربستها و جکهای پایلوت شمعبندی چک شوند؛ آیا در اثر ضربات روز گذشته جابجا نشده یا دچار شلشدگی نشدهاند؟
وضعیت جسمی و هوشیاری کارگران سنجیده شود؛ افراد خسته، خوابآلود، فاقد تعادل یا دارای ترس از ارتفاع نباید برای کار در لبه طبقات مرتفع به کار گرفته شوند.
وضعیت جوی پایش شود؛ در شرایط بارندگی لغزنده، یخبندان، بادهای شدید با سرعت بیش از ۴۰ کیلومتر در ساعت یا مهگرفتگی شدید، هرگونه عملیات تخریب روی سقفها و کار در ارتفاع باید فوراً متوقف گردد.
پرسشهای متداول و دغدغههای اجرایی (FAQ)
آیا میتوان برای تسریع فرآیند تخریب، ستونهای میانی را با پیکور تراشید تا سقف یکجا پایین بیفتد؟
به هیچ عنوان؛ این عمل که در میان برخی کارگران سنتی به عنوان یک ترفند سریع تلقی میشود، عامل دهها فاجعه فروریزش آنی، دفن کارگران و پرتاب سنگین تکههای بتن به خانههای کناری بوده است. جهت حرکت تخریب همواره باید از بالا به پایین و بدون خارج کردن پایههای حمال پیش از سبکسازی کامل سقف روی آن باشد.
مسئولیت حوادث مالی یا جانی در زمان تخریب بر عهده چه کسی است؟
از دیدگاه مراجع قضایی و کارشناسان رسمی حوادث ناشی از کار، تقصیر بر اساس میزان عدم رعایت قوانین به صورت درصدی بین کارفرما، مهندس مجری، مهندس ناظر و حتی خود کارگر تقسیم میشود. اگر مالک بدون مجری کار را به کارگر داده باشد، بیشترین درصد تقصیر را متقبل خواهد شد. در صورت وجود مجری و ناظر، عدم گزارشدهی ناظر یا قصور مجری در تامین تجهیزات حفاظت فردی درصد مسئولیت سنگینی به دنبال خواهد داشت.
بیمه حوادث ساختمان تا چه حد خسارات ناشی از ریزش حین تخریب را پوشش میدهد؟
بیمهنامههای مسئولیت مدنی تنها زمانی موظف به پرداخت غرامت هستند که کلوزهای مربوط به تخریب، گودبرداری، خسارت به اشخاص ثالث، املاک مجاور و کارهای بدون پروانه در آن خریداری شده باشد. افزون بر این، در صورتی که کارشناس دادگستری اثبات نماید حادثه به دلیل «عدم رعایت آشکار اصول بدیهی مهندسی» رخ داده، شرکت بیمه ممکن است پس از جبران اولیه خسارت، مبالغ پرداختی را از طریق دعوای حقوقی از کارفرما یا مجری مقصر بازپسگیرد (حق رجوع).
اگر در جریان تخریب به انباشت یا لایههای پنبهنسوز (آزبست) یا لولههای قدیمی سیمانی
فرسوده برخورد کردیم چه باید کرد؟
آزبست مادهای بسیار سمی و سرطانزاست که در عایقکاریهای قدیمی ایرانیتها و لولههای دودکش بهکار رفته است. نباید این مواد را خرد کرده یا با پتک شکست، زیرا شکستن آنها غبار سمی در هوا معلق میکند. این المانها باید کاملاً خیس و مرطوب نگه داشته شده و توسط نیروهای مجهز به ماسکهای هوارسان به شکل دستنخورده باز و درون پلاستیکهای ضخیم مهروموم و دفع شوند.
در صورت ایجاد لرزش شدید در خانه همسایه ناشی از چکش هیدرولیکی، مرجع قانونی توقف
کار چیست؟
ساکنان ملک همسایه میتوانند با مراجعه به مهندس ناظر پروژه و ارائه گزارش، خواستار دستور توقف کار شوند. در صورت عدم توجه، تماس با سامانه فوریتهای شهرداری (۱۳۷) برای اعزام عوامل گشت ساختمان شهرداری یا مراجعه به کلانتری و دادسرای ناحیه جهت صدور دستور قضایی توقف عملیات به دلیل تهدید جانی و مالی، کوتاهترین مسیرهای قانونی مهار خطر هستند.
جمعبندی؛ نگاهی ساختاریافته به مدیریت پایداری و فرجام کار
برچیدن و تخریب یک ساختمان کهنه، آغاز رسمی خلق یک اثر معماری جدید در بافت شهری است. موفقیت یک مهندس، سازنده و کارآفرین صنعت ساختمان پیش از آنکه با کیفیت نازککاری و متریال دکوراتیو سنجیده شود، با میزان مسئولیتپذیری او در مراقبت از جان انسانهایی سنجیده میشود که در زیر سقفهای در حال فروریختن عرق میریزند یا در جوار آن آرامش زندگی خود را دنبال میکنند.
فرآیند اعمال نکات ایمنی در تخریب ساختمان یک زنجیره پیوسته از محاسبات استاتیکی، مدیریت منابع انسانی، نظارت مستمر میدانی و پایبندی به آییننامهها و قوانین مدنی است. هیچ توجیهی از جمله کمبود زمان، هزینههای جاری خرید تجهیزات حفاظت فردی یا تمایل به آغاز سریعتر فاز پیریزی، نمیتواند جان یک کارگر، شهروند یا سلامت ساختمانهای مجاور را به خطر بیندازد.
رعایت این موازین نهتنها متضمن حفظ اعتبار حرفهای، ممانعت از تعقیبهای کیفری و پیشگیری از تحمیل خسارتهای دهها میلیاردی است، بلکه متضمن این حقیقت است که توسعه شهری بر خشتهای ایمنی، تعهد انسانی و خرد مهندسی بنا شده است. برای دستیابی به این مقصود، تمامی سرمایهگذاران و سازندگان باید پیش از اقدام به تخریب، با بهرهگیری از کادرهای آموزشدیده، مجهز و دارای سوابق اجرایی معتبر و عقد قراردادهای مهندسی ذیصلاح، گام نخست بازآفرینی املاک خود را محکم، قانونی و بدون حادثه بردارند.
