خدمات ساختمانیدسته‌بندی نشده

چرا ساختمان های ما روح ندارند: کاوش عمیق در تقاطع هنر و معماری

جستجوی گمشده‌ی معنا؛ چگونه صنعت ساختمان‌سازی، هنرِ زیستن را به فراموشی سپرد

 هنر و معماری؛ تجربه ای از جنس بودن

یوهانی پالاسما نظریه‌پرداز معاصر میگوید: اثر معماری تنها یک شیء نیست، بلکه تجسمِ یک تجربه هنری است که جهان را به مکانی معنادار برای بودن تبدیل می‌کند.

ساعت 5صبح است و بوی قهوه اتاقم را پر کرده است وآهنگی از ویوالدی گوش میکنم و موضوع این مقاله را بسیار دوست دارم. همین چند روز پیش در در برنامه اکنون با اجرای سروش صحت که دنباله ای است از برنامه کتاب باز، دکتر سعید حقیر(معمار) مهمان برنامه بود. و اولین سوال این بود: آیا معماری هنر است یانه؟

با خدمات ساختمانی مقیمی برای پاسخ به این سوال و بررسی رابطه‌ی بین هنر و معماری از دید جهانی همراه باشید.

مای رو به بالا از یک راه‌پله مارپیچ با نرده‌های فلزی مشکی و هندسه مربعی که حسی از عمق و پرسپکتیو انتزاعی در معماری داخلی ایجاد کرده است.
نر و معماری؛ تجربه‌ای از جنس بودن. این تصویر فراتر از یک سازه، سفری بصری میان نور و هندسه را به نمایش می‌گذارد که روحِ فضا را با حضور انسان پیوند می‌دهد.

معماری: روحی در کالبد ماده

اجازه دهید ابتدا نظر خودم را بگویم البته من نه معمارم نه هنرمند فقط یک طرفدار هنر ساده ام. معماری هنر است، هنری که از دل سنگ و چوب و بتن بیرون آمده است و روح معمار را به تسخیر خود درآورده است.

و دیوارها را برای ما به تجربه زیبای زیستن تبدیل کرده است. اما خب این روزها در سرزمین من معنای همه چیز رو به ویرانی است .خانه، هنر، زیستن .

نمای داخلی یک کلیسای جامع با سقف‌های بلند ضربی، لوسترهای شمعی روشن و دیوارهای پوشیده شده از پنجره‌های عظیم با شیشه‌های رنگی (Stained Glass) که نوری عرفانی ساطع می‌کنند.
معماری، روحی در کالبد ماده است. در این فضا، سنگ و شیشه فراتر از نقش سازه‌ای خود، با استفاده از نور و رنگ، اتمسفری پدید می‌آورند که ماده را به معنا پیوند می‌دهد.

مرز میان معماری و ساختمان‌سازی

اما پاسخ دکتر حقیر: معماری هنر است .زیرا تفاوت جدی ای وجود دارد بین معماری و ساختمان سازی.معماری به مثابه یک امر هنری مورد بررسی قرار میگیرد ولی ساختمان یک امر تکنیکال است.

اینکه در معماری تکنیک هم استفاده می شود آن را از زمینه هنر جدا نمیکند.معماری ارزش افزوده ای هنری دارد که ساختمان ندارد.توصیه میکنم حتما این قسمت از برنامه اکنون را ببینید.

منظره غروب خورشید در کنار دریا و فانوس دریایی سفید رنگی که بر فراز صخره‌های سنگی مرتفع بنا شده است؛ نمایشِ استواریِ سازه در دل طبیعت وحشی.
معماری یا صرفاً ساختمان‌سازی؟ این تصویر مرز ظریف میان این دو را نشان می‌دهد. جایی که یک بنا (فانوس دریایی) نه تنها یک سازه مهندسی برای بقا، بلکه به بخشی از هویت بصری و هنریِ منظره تبدیل می‌شود.

از لذت کانت تا جادوی اُرُسی‌ها

کانت معتقد بود انسان ها باید از دیدن و حس کردن امر هنری لذت ببرند. میتواند خواندن شعرهای فروغ باشد میتواند دیدن نقاشی های فریدا کالو و ونگوگ باشد و یا قدم زدن زیر گند مسجد شیخ لطف الله و قدم زدن در بافت قدیمی شهر من که بسیار زیباست و معماری آن با پنجره های هلالی و شیشه های رنگی به نام ارسی چشم هر ببینده ای را تسخیر خواهد کرد. آنها شعری هستند که به معماری تبدیل شده اند.

 

ردیفی از پنجره‌های ارسی با شیشه‌های رنگی قرمز، آبی، سبز و زرد و طرح‌های هندسی اسلیمی که نور خورشید را به صورت رنگارنگ روی کف زمین بازتاب داده‌اند.
ارسی‌ها؛ شاهکار ادغام هنر نقاشی و نجاری در معماری سنتی. این پنجره‌ها نه تنها ابزاری برای تأمین نور، بلکه عنصری هنری برای تلطیف فضا و ایجاد آرامش بصری در محیط هستند.

 

1-هنر و معماری: میراثی فراتر از دیوارهای مادی

یک سوال اساسی وجود دارد.آیا میتوان مرزی قاطع میان یک مجسمه که فضایی را اشغال کرده است و بنایی که فضا را در آغوش گرفته است قائل شد؟

هنگامی که در میان ستون های معبد پارتنون( معبدی در یونان متعلق به الهه خرد و عقل و جنگ آتنا) قدم میزنید (البته من که نرفتم آنهایی که رفته اند را میگویم)، یا زیر گنبد مسجد شیخ لطف الله ،آنچه تجربه می کنید چیست؟

آیا یک دستاورد مهندسی است یا یک شاهکار هنری؟حقیقت این است که در لحظات اوج خلاقیت بشری، این دو تفکیک‌ناپذیرند.

تاریخ مدعی است که معماری هرگز صرفا یک سرپناه نبوده است. از نقاشی های غار لاسکو که نخستین تلاش های انسان برای هویت بخشیدن به فضا بوده است تا کلیساهای گوتیک با پنجره های ویترای، نور فیزیکی را به کلامی الهی و استعلایی تبدیل می‌کردند، هنر و معماری همواره در پیوندی ارگانیک بوده‌اند.

در دوران رنسانس، مفهوم تخصص‌گرایی مدرن وجود نداشت؛ میکل‌آنژ همان‌قدر که با قلم‌مو بر سقف کلیسای سیستین جادو می‌کرد، با سنگ و ساروج، گنبد عظیم سن‌پیرو را به اوج می‌رساند. برای او، فضا و تصویر، هر دو ابزاری برای روایتگری بودند.

اما در عصر مدرن، به ویژه پس از انقلاب صنعتی و غلبه شعار فرم تابع عملکرد است؛ این پیوند دیرینه دچار خدشه و بحران شد. هنر تبدیل شد به عنصری لوکس و تزیینی و فرعی که پس از پایان ساخت و ساز به عنوان یک چیز جنبی و کالای الحاقی به بنا اضافه می شد.

بیانیه اصلی این مقاله، بازگشت به این حقیقت بنیادین است: هنر، روکش یا پیرایه‌ای بر تن معماری نیست؛ بلکه دی‌ان‌ای (DNA) هویت‌بخش و روح جاری در کالبد فضاست. هنر تنها چیزی است که تجربه انسانی را از سطح گذران نیازهای بیولوژیک، به سطح ادراک معنا و تعالی ارتقا می‌دهد.

ستون‌های عظیم و سنگیِ به جامانده از یک معبد باستانی در یونان (آتن) با سرستون‌های کورینتی زیر آسمان صاف؛ نمادی از پایداری و هنر در معماری کهن.
معماری، فراتر از دیوارهاست. نمای از معبد پارتنون در یونان ف معروف به معبد آتنا.

۲. تعریف پیوند: نقطه‌های اشتراک و تفاوت‌های جوهری

برای درک رابطه هنر و معماری ، باید از لایه های سطحی(تزینات بصری) عبور کنیم و به لایه های عمیق تر ادراک برسیم. آلن دوباتن که از نویسنده ها و فیلسوفان محبوب من است و امیدوارم کتاب های مدرسه زندگی از او را بخوانید.

او در کتاب معماری شادمانی معتقد است ساختمان ها هم مانند آثار هنری ، با ما حرف میزنند. او میگوید: ما از معماری انتظار داریم که صرفاً به ما پناه ندهد، بلکه ما را در وضعیت روانی خاصی قرار دهد. این وضعیت روانی از طریق یک زبان مشترک ایجاد می‌شود.

الف) زبان مشترک: عناصر بصری و ادراکی

هنرمند و معمار، هر دو در یک قلمرو بصری مشترک تنفس می‌کنند. جعبه‌ابزار آن‌ها شامل عناصری است که مستقیماً بر روان انسان اثر می‌گذارند:

  • فرم و فضا: هر دو با چالش “پر و خالی” دست و پنجه نرم می‌کنند. یک مجسمه‌ساز فضا را می‌تراشد تا فرم ایجاد کند و یک معمار، به تعبیر فرانسیس دی.کی.چینگ در کتاب فرم، فضا و نظم، از هندسه استفاده می‌کند تا نظمی معنادار به خلأ ببخشد.
کولاژ سه‌تایی از معماری مدرن: سمت چپ نمای مینیمال با رنگ‌های نارنجی و آبی، وسط طراحی داخلی صخره‌ای و روستیک یک اتاق کار، و سمت راست ساختمانی سفید با فرم‌های منحنی و پنجره‌های دایره‌ای ارگانیک.
فرم و فضا؛ دو بالِ پرواز در ابداعِ معمارانه. این تصاویر نشان می‌دهند که چگونه معماری با بازی میان سطوحِ رنگی صاف، بافت‌های خشنِ طبیعی و احجامِ سیالِ ارگانیک، تجربه‌ای متفاوت از محیط را برای انسان خلق می‌کند.
  • نور و سایه: نور قدرتمندترین ابزار غیرمادی است. همان‌طور که “کاراواجو” در نقاشی‌هایش با تضاد شدید نور و تاریکی درام خلق می‌کرد، معمارانی چون لوئیس کان نیز نور را به عنوان یک “ماده ساختمانی” برای اینکه سکوت را تعریف کنند  استفاده میکرد.
کولاژ سه‌تایی از بازی نور در معماری: سمت چپ سایه‌های کشیده روی پله‌ها، وسط بازتاب رنگی پنجره گوتیک روی زمین و سمت راست زنی در آستانه درگاهی با آجرکاری قرمز.
نور و سایه؛ دو عنصر بی‌پیکر که به کالبد سختِ معماری، جان می‌دهند. این تصویر نشان می‌دهد که چگونه یک فضای ساده با عبور نور از میان پنجره‌ها یا ایجاد سایه‌های هندسی، به محیطی شاعرانه و عمیق تبدیل می‌شود.
  • بافت و متریال:  اگر میخواهید فضا را ادراک کنید و لمس کنید و حس کنید باید به سراغ هنر بروید مخصوصا هنر معماری.پیتر زومتور در کتاب تفکر در معماری تاکید می‌کند که کیفیت معماری در “اتمسفر” آن است؛ اتمسفری که از برخورد نور با بتن و شیشه بوجود می اید.

 

کولاژی عمودی از چهار بافت معماری: پنل اول بتن خاکستری سرد، پنل دوم دیوار آجری گرم با نور آفتاب، پنل سوم چهارچوب چوبی منبت‌کاری شده با انعکاس نور رنگی، و پنل چهارم کاشی‌کاری‌های ریز صدفی و براق در کنار مرمر سفید.
بافت و متریال؛ زبانِ لمس‌شدنیِ معماری. هر ماده، از سختی بتن تا ظرافت کاشی‌های رنگارنگ، داستانی از اصالت و هویت بنا را روایت می‌کند و به فضا شخصیت می‌بخشد.
  • تناسب، ریتم و مقیاس: زیربنای ریاضیاتی زیبایی که در یک قطعه موسیقی یا یک تابلوی انتزاعی تکرار می‌شود، آنجایی که هندسه تبدیل به هنر می شود ، در ردیف ستون‌ها یا فواصل در ردیف ستون‌ها یا فواصل پنجره‌های اُرُسی‌ها شهر ما نیز جاری است.
کولاژی سه‌تایی شامل: سمت چپ ستون‌های عظیم سنگی با مقیاس انسانی کوچک، وسط نمای ریتمیک یک آپارتمان مدرن با پنجره‌های تکرار شونده، و سمت راست تناسبات عمودی و با شکوه در فضای داخلی یک کلیسای گوتیک.
تناسب، ریتم و مقیاس؛ ابزارهای هنری معمار برای ایجاد توازن. از تکرار منظم پنجره‌ها در یک بنای مدرن تا مقیاسِ مرعوب‌کننده ستون‌های کلاسیک، این عناصر هستند که به فضای فیزیکی، زبان و منطق بصری می‌بخشند.

ب) تفاوت‌های جوهری: آزادی در برابر تعهد

با وجود این زبان مشترک، نتیجه نهایی متفوت است. همان‌طور که در برنامه «اکنون» بحث شد، معماری یک ارزش افزوده دارد، اما این ارزش در دلِ محدودیت‌ها شکل می‌گیرد. هنر، قلمرو “خودبیانگری” (Self-expression) مطلق است.

هنرمند الزامی ندارد که اثرش ایمن باشد. اما معماری، به تعبیر لو کوربوزیه در کتاب به سوی یک معماری جدید، تلاقیِ مهندسی و هنر است. معمار متعهد به سازه، اقلیم و بودجه است. بنا باید بایستد و محافظت کند، در حالی که تابلوی نقاشی فقط باید باشد تا از دیدنش لذت ببریم.

ج) هم‌افزایی: جایی که تفاوت‌ها به غنا تبدیل می‌شوند

زیبایی دقیقاً در همین نقطه تلاقی نهفته است. برخوردِ آزادیِ بی‌حد و حصرِ هنر با محدودیت‌های مهندسی، جرقه‌ای می‌آفریند که فضاهای استثنایی خلق می‌کند.

هنر به معماری « معنا و قصه و روایت و داستان می بخشد» و معماری به هنر، « بسترو زندگی» می دهد.بدون هنر معماری تنها یک ماشین بی روح برای زندگی است و بدون معماری ، هنر در گالری ها زندانی می ماند. این پیوند و هم افزایی باعث می شود که دیوارها دیگر جدا کننده نباشند؛ بلکه به تجربه زیبای زیستن تبدیل شوند.

یاد جمله ای از نیچه افتادم در کتاب زایش تراژدی آنجا که میگوید: ما هنر را داریم تا حقیقت(واقعیت)نابودمان نکند.

 

 

نمای داخلی یک سوله صنعتی با سقف بلند و پنجره‌های شبکه‌ای که دیواری بزرگ با گرافیتی رنگارنگ (آبی، طلایی و زرشکی) دارد؛ نوری که از پنجره‌ها به داخل تابیده، فضایی دراماتیک ایجاد کرده است.
هم‌افزایی هنر و معماری؛ جایی که دیوارهای بی‌روح صنعتی به بوم نقاشی تبدیل می‌شوند. این تصویر نشان می‌دهد که هنر چگونه می‌تواند به فضاهای متروکه یا خشن، هویتی تازه ببخشد و میانِ سازه و مخاطب، پیوندی عاطفی برقرار کند.

۳. تجلیات هنر در معماری: راهکارهای عملی ادغام

چگونه هنر را به شکلی موثر در طراحی معماری وارد کنیم ؟ اگر تا اینجای مقاله همراه ما بوده اید سپاسگزارم ، کنار ما بمانید تا به این سوال نیز پاسخ دهیم.

الف) هنر انتگرال یا ادغام‌یافته (Integral Art)

این عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین سطح پیوند است؛ جایی که مرز بین “سازه ساختمان” و “اثر هنری” کاملاً محو می‌شود.

  • سازه به مثابه تندیس: در آثار “آنتونی گائودی”، ستون‌ها شبیه درختان هستند و سقف‌ها مانند بدن جانوران اساطیری. در اینجا نمی‌توان گفت کجا مهندسی تمام شده و کجا مجسمه‌سازی آغاز شده است.
  • هنر سایت‌سپیس (Site-specific): این آثار برای یک موقعیت جغرافیایی و کالبدی خاص طراحی شده اند.اگر بخواهم برایتان مثالی زده باشم، چیدمان نوری در سبک و آثار جیمز ترل که در سقف بناها تعبیه می شود، آسمان را به یخشی از فضای داخلی تبدیل کرده است. اگر این اثر را از آن بنا جدا کنید انگار دیگر وجود ندارد.
  • نور به مثابه عنصر ساختاری: در “کلیسای نور” اثر تادائو آندو، یک شکاف صلیب‌مانند ساده در دیواره بتنی سرد، چنان تاثیری ایجاد می‌کند که هیچ تابلو نقاشی ای نمیتواند با آن همه زیبایی رقابت کند و نور تبدیل شده است به هنر.

 

نمای داخلی کلیسای نور با دیوارهای بتنی خاکستری و شکافی به شکل صلیب در دیوار روبرو که نور خورشید را به صورت درخشان به داخل فضای تاریک هدایت می‌کند.
هنر انتگرال یا ادغام‌یافته؛ جایی که نور نه به عنوان یک عنصر تزئینی، بلکه به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از ساختار و هویت بنا عمل می‌کند. در این اثر تادائو آندو، سکوتِ بتن با فریادِ نور به کمال می‌رسد.

ب) هنر کاربردی و الحاقی (Applied Art)

آلن دوباتن معتقد است که هنر و جزئیات معماری، صرفاً برای زیبایی نیستند، بلکه وظیفه دارند «ارزش‌های گمشده» ما را به یادمان بیاورند. او می‌گوید:تزئینات و هنر در معماری، ابزاری برای سخن گفتن هستند. آن‌ها به کالبد بی‌جان ساختمان اجازه می‌دهند تا حالات روحی خاصی را به ما القا کنند؛ حالاتی که شاید در هیاهوی زندگی روزمره گم کرده‌ایم.

  • نقاشی‌های دیواری و موزاییک: تاریخ معماری ایران سرشار از این نمونه هاست. کاشی‌کاری‌های معقلی و هفت‌رنگ، تنها پوشش دیوار نیستند، بلکه با هندسه و رنگ هنر و زیبایی را به معرض نمایش میگذارد.

 

مجموعه‌ای از سه پنل کاشی‌کاری سنتی با نقوش اسلیمی، گل و مرغ و طرح‌های هندسی رنگارنگ شامل آبی فیروزه‌ای، زرد، قرمز و سبز که با دقت در کنار هم چیده شده‌اند.
کاشی‌کاری هفت‌رنگ؛ جادوی رنگ بر کالبد خشت. این هنر نه تنها ابزاری برای پوشش بنا، بلکه زبانی بصری است که با استفاده از نمادها و رنگ‌های نمادین، فضای معماری را به یک بوم نقاشی عظیم و ماندگار تبدیل می‌کند.
  • پیکره‌سازی و نقش‌برجسته در نما: در معماری کلاسیک و نئوکلاسیک، مجسمه‌ها وظیفه روایت تاریخ یا اسطوره را بر عهده داشتند.
  • هنر در جزئیات (Details): طراحی هنرمندانه یک پله، دستگیره در یا نرده. به قول “میس فن در روهه”: «خدا در جزئیات است.» وقتی ما یک عنصر ظریف هنری را لمس میکنیم، شیفته آن مکان و بنا خواهیم شد و پیوند عاطفی با بنا محکم تر خواهد شد.

ج) هنر مفهومی و فلسفی در معماری

موزه یهود برلین (اثر دانیال لیبسکیند) در این اثر هنر و معماری در خدمت یک ایده مفهومی(ترس و نبودن و خلا) درآمده است.

  • ایده فلسفی: لیبسکیند با ترسیم خطوط شکسته و خلق فضاهای خالی (Voids)، تاریخ یهودیان آلمان را به تصویر می‌کشد
  • تجلی در کالبد:  ساختمان پنجره های نامنظم و راهروهای بن بستی که عملا کاربردی ندارد، این حس سرگشتگی و خلا تاریخی را مستقیما به روح و روان بیننده ای منتقل میکند. در اینجا هنر همان فلسفه رنج ودرد و تباهی است که در سنگ و سیمان و بتن نفوذ کرده است.
  • تأثیر مکاتب هنری: چگونه “مینیمالیسم” در هنر (آثار دونالد جاد) منجر به خلق فضاهای صلب و خالص “پیتر زومتور” می‌شود؟ یا چگونه “دکانستراکتیویسم” در فلسفه و نقاشی‌های “کازیمیر مالویچ”، راه را برای فرم‌های سیال و جسورانه “زها حدید” باز کرد؟
  • معماری به مثابه اینستالیشن (Experiential Architecture): در این حالت بنا طراحی می شود تا مخاطب را بایک تجربه جدید و زیبا مواجهه کند.

 

نمای داخلی موزه یهود برلین با دیوارهای بتنی خاکستری بلند، راهروی طولانی و پنجره‌های کوچک و نامنظم که نوری اندک و زاویه‌دار را به فضای سرد و مدرن داخلی می‌تابانند.
هنر مفهومی و فلسفی؛ جایی که معماری برای بیان رنج و تاریخ، از کلمات بی‌نیاز می‌شود. در موزه یهود برلین، زوایای تند و فضاهای خالی، نه تنها یک ساختمان، بلکه یک تجربه فلسفی از مفاهیمِ نبودن و گسست را خلق می‌کنند.

۴. مزایای ادغام هنر در معماری: چرا به هنر نیاز داریم؟

  • خلق هویت و تمایز: امروزه ساختمان های تجاری و مسکونی در سراسر جهان شبیه بهم شده اند، هنر تنها عاملی است که به یک مکان روح و شخصیت می بخشد. هنری که باعث می شود یک ساختمان به آن ساختمان تبدیل شود.
  • ارتقاء سلامت روان و تجربه کاربری: هنر با سیستم لیمبیک مغز ما سخن می‌گوید. وجود عناصر هنری و تناسبات بصری، استرس را در فضاهای اداری کاهش و سرعت بهبودی را در فضاهای درمانی افزایش می‌دهد.
  • ارزش افزوده اقتصادی و اجتماعی: هنر، ساختمان شما را از یک کالای مصرفی که با زمان فرسوده می‌شود، به یک “میراث ماندگار” تبدیل می‌کند. سرمایه‌گذاری بر هنر در معماری، تنها هزینه برای زیبایی نیست؛ بلکه هوشمندانه‌ترین راه برای جلوگیری از تخریب و نوسازی زودهنگام است. چرا که جامعه همواره از زیباییِ معنادار محافظت می‌کند.
  • حل مسائل عملکردی با زبان هنر: هنر می‌تواند در خدمت عملکرد باشد. برای مثال، طراحی هنرمندانه یک دیوار صوتی (Acoustic Wall) یا استفاده از مجسمه‌های محیطی برای جهت‌یابی (Wayfinding) در یک مجتمع بزرگ، جایگزینی خلاقانه برای تابلوهای راهنمای خشک و بی‌روح است.
  • پایداری فرهنگی و جاودانگی: بناهایی که در کالبد خود لایه های هنری و معنایی دارند توسط جامعه محافظت می شوند. زیبایی خود نوعی از ماندگاری است، زیرا از تخریب و نوسازی زود هنگام جلوگیری می کند.
فضای داخلی مدرن با دیوارهای بتنی که یک نقاشی دیواری (فرسکو) عظیم و رنگارنگ روی دیوار پله‌ها دیده می‌شود و یک مجسمه متحرک فلزی از سقف آویزان است؛ حضور مردم در سالنی با نور طبیعی.
ادغام هنر در معماری؛ جایی که مرز میان رشته‌ها برداشته می‌شود. در این فضا، نقاشی و پیکره‌تراشی تنها مکملِ بنا نیستند، بلکه با کالبد معماری یکی شده‌اند تا محیطی پویا و الهام‌بخش برای زندگی روزمره خلق کنند.

۵. چالش‌ها، موانع و ملاحظات اجرایی

اجرای هنر در معماری همیشه با چالش هایی روبه روست:

  • مدیریت هزینه‌ها و بودجه: اغلب اولین چیزی که در جلسات مهندسی ارزش (Value Engineering) حذف می‌شود، بخش‌های هنری است. معماران باید بیاموزند که هنر را نه به عنوان یک بخش جداگانه، بلکه به عنوان بخشی از متریال و سازه در بودجه‌بندی بیاورند و آن را حذف نکنند.
  • تضاد میان “ایگوها”: همکاری میان یک معمار صاحب‌نام و یک هنرمند مستقل می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. موفقیت زمانی بوجود می آیدکه هر دو به نفع “کیفیت فضا” از خودخواهی‌های هنری عقب‌نشینی کنند.
  • تعادل میان هنر و کارایی: از هنر و زیبایی و طراحی های هنری به نفع انسانها استفاده کنید نه برای ارائه ایده خود. ارائه ایده و هنر شما در نقش مطلق هنر به درد موزه ها و گالری ها میخورد و غیر قابل استفاده است.
  • هنر در معنای واقعی در خدمت انسان هاست ،روحشان را جلا میدهدو زندگی را باید برایشان آسان تر کند و گاهی وادارشان کند فکر کنند…هنر نباید مانع دسترسی معلولین، ایمنی آتش‌نشانی یا آسایش حرارتی ساکنان شود.
  • پذیرش از سوی کارفرما: بسیاری از کارفرمایان هنر را موضوعی سلیقه‌ای و غیرضروری می‌بینند. معمار باید بتواند با استفاده از اعداد و ارقام (افزایش ارزش ملک، برندینگ و غیره) کارفرما را مجاب کند هنر لازمه زندگی است.

 

دو مهندس با کلاه ایمنی در حال بررسی نقشه‌ها روی میز در یک سالن بزرگ بتنی؛ در پس‌زمینه داربست‌های فلزی و هنرمندانی دیده می‌شوند که مشغول تکمیل یک نقاشی دیواری عظیم هستند
چالش‌های هنر در معماری؛ فراتر از زیبایی‌شناسی. ادغامِ هنر در سازه نیازمند هم‌زبانیِ دقیق میان هنرمندان و مهندسان است. این تصویر لحظات حساسِ تبدیل یک رویای هنری به یک واقعیت معماری را به نمایش می‌گذارد.

۶. نتیجه‌گیری و افق‌های آینده

کورت ونه گات در کتاب مردی بدون وطن می گوید : هنر راهی بسیار انسانی است برای نادیده گرفتن زندگی.هنر و معماری و امروزه با ادغام تکنولوژی وارد دوره هیجان انگیزی شده است.

  • هنر دیجیتال و اینتراکتیو: نمای ساختمان‌ها به پوسته‌های هوشمندی تبدیل می‌شوند که به حضور رهگذران یا شرایط جوی واکنش نشان می‌دهند و هنر را از حالتی ایستا به وضعیتی پویا در می‌آورند.
  • واقعیت افزوده (AR) در فضا: به زودی معماران می‌توانند لایه‌هایی از هنر دیجیتال را در فضای فیزیکی قرار دهند که تنها با عینک‌های مخصوص یا گوشی‌های هوشمند قابل رویت است.
  • هوش مصنوعی و زایش فرم: ابزارهای AI به هنرمندان و معماران اجازه می‌دهند تا به فرم‌های پیچیده ارگانیک دست یابند که پیش از این غیرقابل تصور بود.

فراتر از تکنولوژی نیاز ما انسان ها به معناست، معماری بدون هنر یک پدیده توخالی است.

 

نمای داخلی یک ساختمان آینده‌نگر با سقف گنبدی شیشه‌ای و ژئودزیک؛ در مرکز سالن یک هولوگرام رنگارنگ و درخشان به شکل کهکشان معلق است و بازدیدکنندگان با استفاده از عینک‌های واقعیت افزوده و نمایشگرهای لمسی در حال تعامل با فضا هستند.
نتیجه‌گیری و افق‌های آینده؛ معماری دیگر تنها یک کالبد ایستا نیست.

۷. نقشه راه برای معماران، هنرمندان و مهندسان

این لیست، میان‌بری برای تقویت دید هنری شماست؛ آثار این هنرمندان را ورق بزنید:

  • آنتونی گائودی: نابغه تلفیق صنایع دستی و معماری.
  • لوئیس کان: کسی که آجر را متقاعد کرد که به یک طاق هنری تبدیل شود.
  • ریچارد سرا: مجسمه‌سازی که با صفحات عظیم فولادی، فضا را به رقص در می‌آورد.
  • اولافور الیاسون: هنرمندی که با نور، مه و آب، تجربه‌های معماری خلق می‌کند.

برای معماران: سعی کنید یک بار ساختمان را نه به عنوان مجموعه‌ای از اتاق‌ها، بلکه به عنوان یک پارتیتور موسیقی ببینید؛ کجا سکوت است؟ کجا اوج؟

برای هنرمندان: معماری را به عنوان یک قابِ زنده ببینید که برخلاف بوم نقاشی، انسان‌ها درون آن حرکت می‌کنند و با زمان تغییر می‌کند.

 

روش‌های تقویت دید هنری (تمرینات عملی):

  1. اسکیس غیرفنی: هر روز ۱۰ دقیقه بدون خط‌کش و محاسبات، فقط احساس خود را از یک فضا روی کاغذ بکشید.
  2. عکاسی انتزاعی: از بافت دیوارها، تلاقی نور و سایه و گوشه‌های بنا عکاسی کنید تا چشمتان به دیدنِ “هنر در امر معمولی” عادت کند.منم عاشق عکاسی ام و کار بسیار لذت بخشی است.
  3. تعامل بین‌رشته‌ای: در کارگاه‌های هنری (سفالگری، نقاشی، تئاتر) شرکت کنید. یادگیری نحوه برخورد یک مجسمه‌ساز با “گل”، دید شما را نسبت به “بتن” تغییر می‌دهد.
  4. مطالعه تاریخ هنر: درک کنید که چگونه جنبش‌های هنری (مثل امپرسیونیسم یا کوبیسم) جهان را تغییر دادند و بیشتر و بیشتر مطالعه کنید. میتوانید از کتاب خلاصه تاریخ هنر از پرویز مرزبان شروع کنید.

 

نمای نزدیک از دست عکاسی که با گوشی هوشمند از زاویه پایین (Low Angle) از یک ساختمان مدرن با خطوط هندسی تند و آسمان آبی عکاسی می‌کند؛ تمرکز بر کادربندی انتزاعی.
عکاسی انتزاعی، تمرینی برای دیدنِ نادیدنی‌هاست. در این رویکرد، معمار یا هنرمند یاد می‌گیرد که فراتر از کلِ بنا، به جزئیات، سایه‌ها و برخورد خطوط توجه کند تا روحِ پنهان در کالبد ماده را کشف نماید.

سخن پایانی

معماری و هنر، ترکیبِ فلسفه و شراب‌اند؛ شوقِ همزمانِ فهمیدن و لذت بردن. طراحی‌های زیبا و خلقِ هنر، محیط زندگی ما و در نهایت جهان را به مکانی زیباتر و معنادارتر برای زیستن تبدیل می‌کنند.

امیدوارم از خواندن این مقاله لذت ببرید و برای آنکه طعم روح سیال را درمیان کالبد سخت کلمات (هنر و معماری) بیشتر حس کنید دعوتتان میکنم به آهنگSo Far اثر اولافور آرنالدز گوش کنید.این موسیقی داستان فاصله میان سنگ و خیال است و مسیری که هنر برای معنا بخشیدن به معماری طی کرده است.

آیا شما آماده‌اید تا در پروژه بعدی خود، فراتر از دیوارها فکر کنید؟

میتوانید با سایت moghimco.ir در ارتباط باشید و سوالات خود را از کارشناسان ما بپرسید.

ویا از طریق چت با ما در ارتباط باشید.

 

به محتوا امتیاز بدید لطفا 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =

دکمه بازگشت به بالا
Call Now Button